کد مطلب : 121
تعداد دفعات بازدید : 1063

عنوان خبر :

بی بی سی فارسی و حفره های رسانه های ایران

تاريخ ارسال خبر : شنبه 28 دي 87

 

بی بی سی فارسی و حفره های رسانه های ایران

 

حسام الدین آشنا گفت: بی بی سی رسانه بخش خصوصی نیست که از طریق مخاطبان بخواهد فکر کند، او باید مخاطبان را جذب کند و مبنای جذب مخاطبان در ایران این است که جاهای خالی را پر می کند، در زمینه موسیقی، نوعی از موسیقی را گزارش می کند که اولویت پخش ندارد، در بخش خبری به شخصیت های خبری می پردازد که در اینجا خیلی حضور و ظهور ندارند و...

برنامه گفت و گوی روز رادیو گفت و گو با حضوریونس شکرخواه، مدرس ارتباطات، ماشاءالله شمس الواعظین، حسام الدین آشنا و مجید تفرشی ( تاریخ نگار و محقق در لندن) به بررسی شبکه فارسی زبان بی بی سی پرداخت، آنچه می خوانید بخش اول این گفت وگو است.  


• علت راه اندازی فارسی زبان بی بی سی برای مخاطبین فارسی و ایرانی چیست؟

یونس شکرخواه: راه اندازی یک شبکه تازه برای یک سازمان بزرگ رسانه ای یک اتفاق بسیار حرفه ای است و خیلی طبیعی می دانم که چنین سازمانی بخواهد یک رسانه جدید به مجموعه رسانه های خود اضافه کند، قطعا می دانید این سازمان از جمله بزرگترین سازمان های رسانه ای دنیاست. چیزی بیش از 87 سال سابقه  دارد و کار خود را از 1927 شروع کرده و مجموعه رادیو، تلویزیون  و وب سایت دارد.

• توضیحی درباره اینکه چرا تلویزیون فارسی زبان راه اندازی شده است، دارید؟

باید این را در چارچوب سیاست های کلی بی بی سی دید ،تصمیم گیری در این سازمان در نهادهای مختلف صورت می گیرد. به نظر من راه اندازی این شبکه می تواند کاملا در راستای سیاست های دولت انگلیس باشد.

حسام الدین آشنا: بهترین جواب را باید خود کسانی بدهند که در بی بی سی کار می کنند و تحلیل های ما در مقابل پاسخ های رسمی آنها باید ارائه شود و نه قبل از آنها.  واقعیت این است که در سال 2004 دیپلماسی عمومی انگلستان دچار بازنگری جدی و گزارشی به نام لرد کارتر درباره دیپلماسی عمومی آمریکا  منتشر شد که حاصل آن تحولات راهبردی در برنامه ریزی دیپلماسی عمومی بود. در گزارش سال 2004 به راه اندازی تلویزیون عربی بی بی سی به صراحت اشاره شده و به عنوان یکی از برنامه های ضروری برای ارتباط با جها ن اسلام و عرب اشاره شده است  اما درباره راه اندازی تلویزیون فارسی بی بی سی در این گزارش چیزی وجود ندارد. در نتیجه باید بعد از سال 2004 درباره تحول نگاه خاورمیانه ای انگلستان پرسش کرد. به نظر می رسد کسانی در داخل بی بی سی و وزارت خارجه انگلستان بر روند تصمیم گیری ها در انگلستان تاثیر گذاشته اند و تلویزیون فارسی بی بی از دل این گروه های منفعت و فشار بیرون آمد.

مجید تفرشی: بررسی چیستی و چرایی تاسیس تلویزیون فارسی بی بی سی بدون بررسی تاریخ پرفراز و نشیب این شبکه و بدون بررسی  دیپلماسی عمومی و سیاست در غرب و بویژه بریتانیا امکانپذیر نیست، من تلاشم این است که وارد مسائل فنی نشوم و آن را به دوستان واگذار کنم. بحث دیگری که من می خواهم بررسی کنم درباره افکار عمومی و مردم عادی بریتانیا و کسانی که در این کشو مالیات دهنده هستند راجع به یک تلویزیون فارسی زبان برای کشورهای دیگر که لزوما تاثیر مستقیمی را برای سیاست های داخلی مردم بریتانیا ندارد است، مگر اینکه برخلاف ادعای آنان تاثیری بر سیاست داخلی آن کشور داشته باشد.  مسئله ای که وجود دارد این است که آیا سیاست بریتانیا نسبت به بی بی سی تغییر کرده است یا تغییر نکرده. من مجال این را داشتم که در مراسم اعلام رسمی روونمایی تلویزیون فارسی بی بی در انجمن خبرنگاران خارجی لندن که خودم هم عضو آن هستم، حضور داشته باشم. 

• آقای شمس الواعظین از شما به عنوان یکی از مشاوران ارشد بی بی سی نام می برند ،آیا اینگونه است؟

والله با این سئوال مرا غافلگیر کردید، تلویزیون جهانی بی بی سی با افراد زیادی گفت و گو کرده است، ولی اگر این سئوال را هم نمی کردید من می گفتم که دو بار با همکارانم در بی بی سی در لندن نشست داشتم، یکبار در تهران و به نوعی دعوت به کار شدم ولی من سیاست همیشگی ام را اعلام کردم که تا اطلاع ثانوی از کار کردن در خارج از مرزهای ایران پرهیز خواهم کرد، بحث های فنی و حرفه ای و نگاه مخاطبان به تلویزیون فارسی ساعت ها صورت گرفت، اگر به این معنا مشاوره بگویید بله.  من تجربه  حرفه ای ام را ارائه کردم و همچنان ارائه خواهم کرد، نه به دوستان بی بی سی بلکه به هر رسانه ای که متولد می شود، بویژه اگر زبانش، زبان فارسی باشد.

من چهار علت را برای راه اندازی فارسی بی بی سی می توانم معرفی کنم. وجود مخاطبان یا نیازمندان فراوان  به یک رسانه، چون من رسانه را یک فرآورده  و وسیله تولید  فرآورده می دانم  که مصرف کنندگان زیادی دارد. ما در افغانستان، تاجیکستان و ایران حدود 170 میلیون مخاطب بالقوه داریم اینها نمی گویم فاقد رسانه آزاد هستند اما از یک چیزی رنج می برند اما یک رسانه فراملی که بتواند با یک ارتفاع بالاتری از محیط دریافت پیام نگاه کند و ارزیابی خود را ارائه کند، وجود مخاطب فراوان و فاقد رسانه مورد علاقه می تواند...

• این نظر شماست که رسانه مورد علاقه نداشتند؟

بر اساس نظرسنجی های صورت گرفته من پاسخ شما را می دهم. بی بی سی هیچگاه از  سال 76  به بعد با وزیدن نسیم دموکراسی و آزادی بیان و مطبوعات اقدام حتی به بررسی راه اندازی تلویزیون فارسی نمی کرد و اگر ما به سال 57 شیفت کنیم، گوینده بی بی سی اعلام کرد: خبرهای داخلی مربوط به ایران را از رادیو ایران بشنوید و در نتیجه معنای آن این است که اگر مخاطبی وجود نداشته باشد برای موسسه ای با آن ریشه اقدام به تولید رسانه ای بدون مصرف کننده کند.

علت دوم: آسانی دسترسی به تکنولوژی ارتباطات، اگر بی بی سی می خواست در قرن گذشته اقدام به تاسیس تلویزیون فارسی کند، بودجه آن چند برابر بودجه فعلی می شد. اما کافی است یک استودیوی سیار راه بیندازد و کار خود را پیش ببرد.

علت سوم: رقابت های موجود رسانه ها در عرصه بین المللی ، این در ذهن مدیران گرداننده تلویزیون فارسی بی بی سی است ، همه دارند روی تصویر شیفت می کنند و بعد مولتی مدیا که حتی از تلویزیون هم فراتر رفتند. این رقابت جهانی برای دسترسی به مخاطب رقابت بی رحمانه ای است. خود دولت ها رسانه ها را به سمت غلبه بر موانع برای جذب بازار بیننده، شنونده و خواننده در میدان بین المللی سوق می دهد.

علت چهارم: تاثیرگذاری بر روی افکار عمومی محیط دریافت پیام  و دولت های متبوع آنان بخشی از راهبردهاست، سئوال: چرا بی بی سی ورد" BBC world" برای آلمان یا کشورهای دموکراتیک برنامه پخش نمی کند؟ برای محیط هایی برنامه پخش می کنند که مخاطب داشته باشد، رقابت های بین المللی وجود داشته باشد، بخواهند افکار عمومی را مدیریت کنند و از طریق افکار عمومی تغییری در سلوک و رفتار دولت های آن کشورها ایجاد کنند.

• آیا تلویزیون فارسی بی بی سی را یک تهدید یا فرصت بدانیم؟

شکرخواه: این نکاتی که آقای شمس به آن اشاره کردند من با سه مقوله اول موافقم، بخش World service بی بی سی 265 میلیون پوند بودجه اش است، اما این هزینه به همین سادگی در اختیار آن قرار نمی گیرد. اما اینکه این نیاز داشتن به مخاطب دوسویه است، اگر رسانه ها را در  بستر اقتصاد سیاسی قرار دهید پاسخ ها در می آید.

من بحث فرصت و تهدید را از رسانه ای نگاه می کنم که می خواهد یک کار تازه را کلید بزند.بخصوص اگر این رسانه چنین بودجه ای را از دولت خود می خواهد بگیرد که کاملا به سیاست های یک دولت گره می خورد. اساسا از نظر من ابتدا مبتنی بر مخاطب نیست و نیازمند ساختمان پخش است. بی بی سی 1200 ساعت برنامه برای جهان دارد و سالانه بیش از 60 هزار ساعت برنامه پخش می کنند ،ما چهار نظام رسانه ای در جهان داریم، یک، توتالیتر؛ دو، مدل روسیه و شوروی سابق که آژانس طبقه کارگر بود؛ سوم، مدل اروپایی و لیبرال که در آن خصوصی بودن رسانه ها پذیرفته شد و چهارم مدل مسئولیت اجتماعی و رسانه های آمریکایی است. من می گویم بی بی سی کاملا یک ملاحظه دولتی  در سپهر رسانه ای خودش است.

حسام الدین آشنا: ما تا وضعیت رسانه ای ایران و رابطه دولت و رسانه در این کشور را نکاویم درباره این تهدید و فرصت نمی توان صحبت کرد. بی بی سی جهانی صرفا تابع سیاست های خارجی انگستان نیست ، بین آنها گفت وگوهای سیاستگذاری به شکل مدام در جریان است.  بی بی سی فارسی پیشنهاد بی بی سی جهانی است. بی بی سی رسانه بخش   خصوصی نیست که از طریق مخاطبان بخواهد فکر کند، او باید مخاطبان را جذب کند و مبنای جذب مخاطبان در ایران این است که جاهای خالی را پر می کند. در زمینه موسیقی، نوعی از موسیقی را گزارش می کند که اولویت پخش ندارد، در بخش خبری به شخصیت های خبری می پردازد که در اینجا خیلی حضور و ظهور ندارند؛  برای آنان خانم عبادی می تواند یک اولویت جدی مصاحبه باشد اما در فضای رسانه ای ایران ایشان جایگاهی ندارند، در حوزه رویکرد خبری شما در تلویزیون بی بی سی دیدید که مثلا اگر در تلویزیون ایران، افراد در جریانات حملات به غزه قرار می گیرید خبرهای غزه را دارید و نگاهتان از پنجره جهان اسلام و عرب به غزه است، دیشب بی بی سی سراغ فارسی زبانان اسرائیل رفت و با آنها راجع به غزه صحبت کرد، شما امکان یا اولویت آن را ندارید. بحثی که وجود دارد این است که در زمینه تکنولوژی،  دسترسی هایمان به تکنولوژی های نوین ارتباطی به شکل حرفه ای نیست، بی بی سی فارسی سراغ برنامه کلیکی رفت که  در برنامه های مادر بی بی سی پخش می شود و گزارش های مربوط به تکنولوژی ها را ارائه می کند. اصل اتفاقی که دارد می افتد این است که ما بیشتر از اینکه با توجه و تمرکز بی بی سی به ایران به عنوان یک حوزه خبری بسیار مهم مواجه باشیم با انتقال آنچه بی بی سی مادر دارد به فارسی زبانان مواجه هستیم. این مسئله پدیده تعیین کننده تهدید و فرصت است. حرف من این است که بی بی سی برآورد ساده ای کرده است که کشور ایران هدف است، زمانی شوروی برای انگلیس هدف بوده است. بعد از انتخاب آقای احمدی نژآد هدف تر شده است، چیزی که بی بی سی را تهدید یا فرصت می کند، بی بی سی نیست، بی بی سی بوده و خواهد بود.  این تاثیرپذیری است که متولیان رسانه ایران با این پدیده می کنند، یک رویکرد این است که وزارت اطلاعات و قوه قضائیه مجموعه افرادی که اتهامشان همکاری با بی بی سی است را دستگیر و تفهیم اتهام کرده اند، سطح دیگر از بحث این است که وزیر اطلاعات گفته است که خلاف امنیت ملی است. سطح دیگر این است که رادیو و تلویزیون فکری  کنند و ما منتظر باشیم کیفیت رسانه ای صدا و سیما بالاتر برود یا می تواند کیفیت تغییری نکند و احساس رقابت کنند و تفسیر از دریافت برایشان مهم باشد، آخرین سطح هم سطح دریافت فنی است، پیش بینی بنده این است که قوانین مربوط به ماهواره شدیدتر خواهد شد، آخرین راه حل این است که ما به جای اینکه کیفیت برنامه ها توجه کنیم، به ساختار توجه کرده و رسانه های مستقل تر از جمهوری اسلامی شکل بگیرند... ادامه دارد. 

   
 

بر گرفته از سایت رادیو گفتگو به آدرس :
http://www.Radiogoftegoo.com/Radio/Top_News/news_topview.php?ID=121