يكى از علل و اسباب انحراف مردم و بزرگان آن زمان از اميرالمؤمنين عليه السلام عدالتبى نظير آن حضرت بود؛ در روز دوم بيعت خود در مدينه در يك سخنرانى فرمود:
آگاه باشيد هر زمينى كه عثمان به كسى واگذار كرده و هر مالى كه ازمال خدا به كسى بى جهت بخشيده است به بيتالمال خزانه دولت اسلامى برمى گردد، همانا حق گذشته را هيچ چيزباطل نمى كند، گذشت زمان، سبب نمى شود كه گذشته ها را ناديده بگيرم. من اگرببينم كه با آن حقوق، مردم ازدواج كرده اند و به كابين زنها رفته و ميان شهرهاپراكنده شده باشد، آن را به جاى خود برمى گردانم ، همانا در عدالت گشايش است وهر كه حق بر او تنگ باشد، ستم برايش تنگتر است.سپس حضرتدستور داد تا تمامى اموالى كه عثمان داده بود هر كجا كه يافت شود به بيتالمال يا صاحبان آن برگردانده شود.
***********
شبى طلحه و زبير براى گفتگو با حضرت على عليه السلام به خدمت حضرت آمدند،حضرت زير نور چراغى مشغول محاسبه امور بود، حضرت فرمود تا چراغ بيتالمال را خاموش كرده چراغ ديگر بياورند. زبير سبب را پرسيد، حضرت فرمود: آن چراغاز اموال بيت المال بود و من مشغول حسابرسى بيتالمال بودم ، چون شما آمديد و به كار ديگرمشغول شدم نخواستم كه چراغ بيت المال را در كار ديگر مصرف كنم! اين دو وقتى برخاستند زبير به طلحه گفت: اين عدالتى است كه هيچ كس تحمل آن را ندارد. در همين ايام بود كه حضرت بيتالمال را قسمت نمود و به زبير و غلام او به يك اندازه سهم داد! زبير گفت: يا اميرالمؤمنين! اين غلام من است؛ چگونه با من يكسان شده است ؟ حضرت فرمود: عدالت همين است.