پژوهشگر ارشد رسانه و فضای مجازی مطرح كرد: شنونده امروز رادیو باید در تولید محتوا شریك باشد

محمد لسانی در كارگاه آموزشی تخصصی معاونت صدا با تشریح شیوه‌های اثرگذاری شبكه‌های اجتماعی بر ذهن مخاطب و افكار عمومی، بر ضرورت حركت رادیو به سمت شناخت هوشمند مخاطب، روایت‌محوری، برنامه‌سازی تعاملی و تبدیل شنونده به كاربرِ تولیدكننده تأكید كرد.

1405/03/26
|
14:29

به گزارش روابط‌عمومی معاونت صدا، كارگاه آموزشی تخصصی «شبكه‌های اجتماعی چگونه ذهن مخاطب را هدایت و افكار عمومی را مدیریت می‌كنند؟» روز سه‌شنبه 26 خرداد 1405، از ساعت 10 تا 12، با حضور محمد لسانی، پژوهشگر ارشد رسانه و فضای مجازی، در ساختمان شهدای رادیو، طبقه پنجم، سالن جلسات معاونت صدا برگزار شد.

لسانی در ابتدای این نشست، با ابراز خرسندی از حضور در جمع برنامه‌سازان، مدیران و دست‌اندركاران حوزه رادیو، سخنان خود را با روایتی از تجربه شخصی‌اش در ورود به رسانه آغاز كرد و گفت: من در سال 1382، زمانی كه از حوزه كارگردانی و فیلمنامه‌نویسی به تهران آمدم، احساس می‌كردم در ارتباطات ضعیف هستم و هنگام صحبت كردن، تپش قلب اجازه نمی‌داد جمله‌ام را كامل بیان كنم. همین مسئله باعث شد وارد حوزه اجرا و رادیو شوم تا بتوانم احساسات و بیان خود را مدیریت كنم.

او با اشاره به نقش رسانه در رشد فردی افزود: رسانه می‌تواند به پر كردن خلأهای شخصیتی و رشد انسان كمك كند.
به گفته وی، موضوع اصلی این كارگاه تنها شناخت شبكه‌های اجتماعی نبود، بلكه یافتن نسبت این شبكه‌ها با آینده برنامه‌سازی رادیویی و استفاده از قابلیت‌های آن‌ها در تولید قالب‌های تازه بود.

لسانی در ادامه با اشاره به تجربه‌ای از سال‌های 1395 تا 1398 در حوزه پایش آنتن سیما، توضیح داد كه در آن مقطع پیشنهاد راه‌اندازی گزارش زنده آنتن را مطرح كرده است؛ طرحی كه در آن گروهی از مخاطبان و متخصصان، برنامه‌های شش شبكه اصلی را به‌صورت زنده رصد می‌كردند و نكات مربوط به دكور، نور، اجرا، تصویر و كیفیت برنامه‌ها را در لحظه گزارش می‌دادند. او گفت این تجربه نشان داد رسانه برای اصلاح و تحول، نیازمند شناخت زنده و لحظه‌ای از وضعیت خود و مخاطب است.

این پژوهشگر رسانه با تأكید بر ضرورت عبور از قالب‌های تكراری در برنامه‌سازی گفت: در بررسی قالب‌های برنامه‌سازی در برخی كشورها، از جمله چین و كشورهای اروپایی، متوجه شدم هر كشور متناسب با نیازهای خود قالب‌هایی اختصاصی تعریف كرده است. حال باید از خود بپرسیم برنامه‌سازان رادیویی ما تا چه اندازه به تولید قالب‌های بومی و تازه فكر كرده‌اند و آیا می‌توانند بگویند این قالب را خودشان طراحی كرده‌اند یا نه.
لسانی سپس با تقسیم‌بندی رسانه‌ها به سه نسل، اظهار كرد: نسل اول، رسانه‌های جمعی یا رسانه‌های یك به میلیون بودند؛ نسل دوم، رسانه‌های اجتماعی هستند كه ساختار یك به میلیون و میلیون به یك دارند و نمونه آن‌ها در پیام‌رسان‌ها و كانال‌ها دیده می‌شود؛ اما نسل سوم، شبكه‌های اجتماعی‌اند كه در آن جایگاه تولیدكننده دچار اقتدارزدایی شده و قدرت در میان كاربران توزیع شده است.
او با بیان اینكه در شبكه اجتماعی، مخاطب دیگر صرفاً دریافت‌كننده نیست، افزود: امروز با تغییر پارادایم از مخاطب به كاربر و از كاربر به «كاربر تولیدكننده» روبه‌رو هستیم. اگر ما همچنان برای مخاطب دریافت‌كننده تولید كنیم، از زمان عقب مانده‌ایم. رادیو باید به این پرسش پاسخ دهد كه چگونه می‌تواند شنونده را از وضعیت دریافت‌كننده صرف خارج كند و او را به تعاملگر و تولیدكننده محتوا تبدیل كند.
لسانی در توضیح این موضوع، میان مشاركت ساده و تولید واقعی از سوی مخاطب تفاوت قائل شد و گفت: پویش، مسابقه تلفنی یا ارسال پیام، اگرچه می‌تواند به مشاركت منجر شود، اما الزاماً مخاطب را تولیدكننده نمی‌كند. تولید زمانی رخ می‌دهد كه مخاطب چیزی بسازد، روایت كند، صدا تولید كند یا در شكل‌گیری محتوای رسانه‌ای نقش واقعی داشته باشد. به گفته او، رادیو می‌تواند با طراحی مسابقه‌هایی مانند بهترین صدا، كتاب صوتی یا روایت صوتی، مخاطبان را به تولید محتوا با هشتگ مشخص در پلتفرم‌های مختلف دعوت كند و سپس بخشی از آثار را با رعایت ضوابط رسانه‌ای انتخاب و پخش كند.

وی با اشاره به اهمیت ابزارهای فنی در ارتباط با مخاطب، از ظرفیت ربات‌ها، گروه‌ها و كانال‌های تعاملی سخن گفت و توضیح داد: امروز در پیام‌رسان‌ها می‌توان مسیرهایی طراحی كرد كه مخاطب از ثبت‌نام تا ارسال محتوا، آزمون، دریافت بازخورد و حتی دریافت گواهی را از طریق ربات طی كند.

لسانی یكی از دلایل موفقیت شبكه‌های اجتماعی را پیوند عمیق آن‌ها با زندگی مردم دانست و گفت: شبكه‌های اجتماعی در سه حوزه كسب‌وكار، ارتباط و تفریح با زندگی روزمره مردم گره خورده‌اند. میلیون‌ها نفر از این فضا برای كسب درآمد استفاده می‌كنند، بخشی از ارتباطات خود را در آن شكل می‌دهند و حتی تفریح روزانه خود را از طریق لایوها، چهره‌ها و محتوای سرگرم‌كننده دنبال می‌كنند. به همین دلیل، نمی‌توان این فضا را صرفاً با نگاه تهدیدمحور تحلیل كرد.

او با اشاره به ضرورت چهره‌سازی در رسانه افزود: اگر یك برنامه ایده داشته باشد، دیده شود و بتواند چهره بسازد، در رادیو هم می‌تواند مخاطب را با خود همراه كند. نمونه‌هایی مانند «رادیو هفت» نشان دادند كه حتی محتوای صدامحور می‌تواند در صورت داشتن ایده و شخصیت رسانه‌ای، مخاطب را جذب كند.

لسانی در بخش دیگری از این كارگاه، «سردبیری پنهان» را یكی از شیوه‌های هدایت ذهن مخاطب در شبكه‌های اجتماعی دانست و گفت: شبكه‌های اجتماعی دائماً برای مخاطب انتخاب می‌كنند، اما این انتخاب را آشكار نشان نمی‌دهند. مخاطب احساس می‌كند خودش انتخاب كرده، در حالی كه الگوریتم‌ها متناسب با علایق، رفتار، جغرافیا، جست‌وجوها و شبكه روابط او محتوا را پیشنهاد داده‌اند.
او با اشاره به مفهوم نانوتارگتینگ یا هدف‌گیری بسیار دقیق مخاطب گفت: امروز شبكه‌های اجتماعی تك‌تك كاربران را جداگانه تحلیل و برای هركدام محتوای متفاوتی پیشنهاد می‌كنند. در حالی كه بسیاری از برنامه‌سازان هنوز از «مخاطب عمومی» یا «مخاطب خاكستری» سخن می‌گویند. به گفته وی، صداوسیما و رادیو برای رقابت در این میدان باید به سمت شناخت دیجیتال و هوشمند مخاطب حركت كنند، زیرا بدون چنین شناختی، برنامه‌سازی و پخش با نوعی كوری رسانه‌ای روبه‌رو می‌شود.

این پژوهشگر ارشد رسانه در ادامه بر اهمیت روایت‌محوری تأكید كرد و گفت: روایت در ذهن مخاطب ته‌نشین می‌شود و ماندگار می‌ماند. اگر روایت غلط در ذهن بنشیند، اصلاح آن دشوار خواهد بود؛ بنابراین رسانه باید توانایی روایت‌سازی صحیح، دقیق و اثرگذار داشته باشد. رادیو به دلیل ماهیت صوتی خود می‌تواند یكی از مهم‌ترین بسترهای داستان‌گویی و روایت‌پردازی باشد.

لسانی همچنین «تولید حس» را یكی از مهم‌ترین كاركردهای رسانه در عصر جدید دانست و توضیح داد: اگر پیش‌تر رسانه را انتقال‌دهنده پیام می‌دانستیم، امروز رسانه را باید موتور تولید حس بدانیم. آگاهی بدون حس اثرگذاری محدودی دارد. برنامه‌ساز خوب كسی است كه بداند برنامه‌اش چه حسی در مخاطب ایجاد می‌كند؛ اعتماد، امید، شادی، انتظار، نگرانی، مطالبه‌گری یا هر احساس دیگر.
او با اشاره به نقش سه ثانیه نخست در جذب مخاطب در فضای مجازی گفت: تولیدكنندگان محتوا در شبكه‌های اجتماعی از قلاب توجه استفاده می‌كنند؛ یعنی در همان لحظات اول با سؤال، تصویر، جمله یا شوك احساسی مخاطب را درگیر می‌كنند. رادیو نیز باید به این مسئله فكر كند كه آیا مخاطب را اسیر و ناگزیر فرض می‌كند یا برای نگه داشتن او در برنامه، آغازهای جذاب و مؤثر طراحی می‌كند.
لسانی در بخش دیگری از سخنان خود با تأكید بر ضرورت سواد رسانه‌ای، به آسیب‌های ناشی از مصرف بی‌قاعده فضای مجازی اشاره كرد و گفت: شبكه‌های اجتماعی می‌توانند زمینه غرقگی، اعتیاد به تماشا، چت، خرید، جست‌وجوی بی‌پایان و دریافت مداوم تأیید از دیگران را فراهم كنند. او با اشاره به مفهوم «پوسیدگی مغز» یا Brain Rot كه برای توصیف مصرف مداوم محتواهای كوتاه و كم‌چالش به كار می‌رود، افزود: رادیو می‌تواند در برابر سلطه تصویر و اسكرین، مخاطب را به شنیدن، فكر كردن، تخیل و گفت‌وگو دعوت كند.

وی همچنین با تأكید بر نقش تأیید مخاطب در برنامه‌سازی گفت: همان‌طور كه لایك در شبكه‌های اجتماعی به كاربر حس رضایت می‌دهد، در رادیو نیز شنیدن مخاطب، نام بردن از او، توجه به مشاركتش و بازتاب دادن حضور او می‌تواند حس تأیید ایجاد كند. رسانه باید بتواند این نیاز را به شكل سالم و حرفه‌ای پاسخ دهد.

لسانی در جمع‌بندی سخنان خود تصریح كرد: باید میان ذات شبكه‌های اجتماعی و سوءاستفاده از شبكه‌های اجتماعی تفاوت قائل شد. ذات این شبكه‌ها قالب‌ها و توانمندی‌های تازه‌ای ایجاد كرده كه رادیو به شكل سنتی از آن‌ها برخوردار نیست؛ اما می‌توان با رادیوهای تعاملی، برنامه‌سازی آنلاین، شناخت هوشمند مخاطب، مشاركت دادن كاربران، روایت‌محوری و طراحی قالب‌های نو، فاصله رادیو با این فضا را كمتر كرد.
او در پایان خاطرنشان كرد: رادیو باید به سمت آینده‌ای حركت كند كه در آن مخاطب فقط شنونده نیست، بلكه بخشی از فرایند تولید، روایت، انتخاب موضوع و شكل‌گیری حس رسانه‌ای است. اگر رادیو بتواند از منطق شبكه‌های اجتماعی برای تقویت هویت صوتی و ارتباط انسانی خود استفاده كند، می‌تواند در عصر رسانه‌های دیجیتال همچنان اثرگذار، زنده و جریان‌ساز باقی بماند.

دسترسی سریع